مؤلف مجهول
مقدمه 17
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
كردند و به جاى آنها برخى اطّلاعات مفيد تاريخى تا سال 345 ه را بر آن اضافه كردند . « 1 » بدين ترتيب راه تفسير نويسى فارسى باز شد . تفسير منصورى يقينا كهنترين تفسير به زبان فارسى است . نسخههاى كامل آن بسيار كمياب است .
--> ( 1 ) . niatirB taerG fo yteicoS citaisA layoR ehT : yb detnirpeR [ , erutaretiL naisreP , yerotS . A . C . 3 - 1 . pp , I . trap , I . lov , 0791 , nodnoL , dnalerI dna مصحّح مرزبان نامه ، چاپ اروپا [ قس : چاپ ليدن ، به اهتمام علّامه محمد قزوينى ، 1909 م ] در مقدمه ، ص يه ، يو ديباچهء تفسير منصورى را عينا نقل كرده است كه بدينگونه است : « و اين كتاب تفسير بزرگست از روايت محمد بن جرير الطبرى رحمة اللّه عليه ، ترجمه كرده به زبان پارسى و درى راه راست ، و اين كتاب را بياوردند از بغداد چهل مصحف بود ، اين كتاب نبشته به زبان تازى ، و باسنادهاى دراز بود و بياوردند سوى امير سيّد مظفر ابو صالح منصور بن نوح بن نصر بن احمد بن اسمعيل رحمة اللّه عليهم اجمعين ، بس دشخوار آمد بر وى خواندن اين كتاب و عمارتكردن آن به زبان تازى ، و چنان خواست كه مرين را ترجمه كند به زبان پارسى ، پس علماء ماوراء النّهر را گرد كرد و اين ازيشان فتوا كرد كه روا باشد كه اين كتاب را به زبان پارسى گردانيم ؟ گفتند روا باشد خواندن و نبشتن تفسير قرآن بپارسى مر آن كسى را كه او تازى نداند . از قول خداى عزّ و جل كه گفت و ما ارسلنا من رسول الّا بلسان قومه گفت من هيچ پيغامبرى را نفرستادم مگر به زبان قوم او و آن زبانى كايشان دانستند . و ديگر آن بود كاين زبان پارسى از قديم باز دانستند از روزگار آدم تا روزگار اسمعيل علّ همهء پيغامبران و ملوكان زمين بپارسى سخن گفتندى و اول كسى كه سخن گفت به زبان تازى اسمعيل پيغامبر بود علّ و پيغامبر ما صلّى اللّه عليه از عرب بيرون آمد و اين قرآن به زبان عرب بر او فرستادند و اينجا بدين ناحيت زبان پارسى است و ملوكان اين جانب ملوك عجماند : پس بفرمود ملك مظفر ابو صالح تا علماى ماوراء النّهر را گرد آوردند از شهر بخارا چون . . . و هم ازين گونه از شهر سمرقند و از شهر اسبيجاب و فرغانه و از هر شهرى كه بود بماوراء النّهر اندر همه را بياوردند و همهء خطها بدادند بر ترجمهء اين كتاب كاين راه راستست . پس بيرون آمد فرمان امير سيّد ملك مظفر بر دست كسهاى او و نزديكان او و وزيران او بر زبان خاصهء او و خادم او ابو الحسن فايق الخاصّه سوى اين جماعت مردمان و اين علما تا ايشان از ميان خويش هركدام داناتر اختيار كردند تا اين كتاب را ترجمه كردند و از جمله اين مصحف اسنادهاى دراز بيفكندند و اقتصار كردند بر متون اخبار . »